سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
581
تاريخ ايران ( فارسى )
در بهار 371 پادشاه ايران از سرحد عبور كرده در نقطهء موسوم به وگابانته « 1 » بروميان حمله برد . در ابتدا روميان براى احتراز از نقض عهد و رعايت مواد عهدنامه رويهء تدافعى پيش گرفته از مبادرت بحمله خوددارى مينمودند ليكن بعد بايرانيان حمله برده و آنها را عقب نشاندند و خلاصه تا چندين سال اين نزاع و جنگ بدون هيچ نتيجهء قطعى دوام داشت . شرححال اسفآور پارا را اميانوس بتفصيل نوشته است و از آن معلوم مىشود كه او بتوسط دوك ترنتيوس به بهانهء تجديد عهد صلح بدربار روم دعوت شد . پارا از اين دعوت حس خدعه نموده فهميد كه ميخواهند او را از سلطنت خلع كنند و لذا رو بفرار نهاد . اگرچه دنبالش كردند ولى سالما بسواحل فرات رسيد . او بوسيلهء پشتههاى تير و الوار كه با كمال عجله و شتاب آنها را فراهم نموده از شط عبور كرد ولى بعد ملتفت شد كه قشون روم هردو راه ارمنستان را بستهاند و لذا از راهى كه يك نفر راهگذر اتفاقى ويرا رهنمائى نمود به جنگل گريخت . صاحبمنصبان رومى كه نتوانستند او را بچنگ بياورند رسما بروم گزارش دادند كه پارا بوسيلهء سحر و جادو از انظار غايب گرديده است . والن بيعقل آن را بدون تحقيق قبول نموده بقتل پارا مصمم گشت در صورتى كه اينمرد علاقه و ودادش را تا آخر با روميان قطع نكرده بود . بالاخره يكى از مامورين رومى آن شاهزادهء بدبخت را حسب الامر در يك مجلس ضيافتى بقتل رسانيد . انعقاد عهد صلح بين روم و ايران 376 ميلادى قرارداد متاركهء جنگ بين ايران و روم بسته شد اما اين قرارداد بعد از چندى نقض شده دوباره بين آنها جنگ درگرفت تا كار به عقد صلح انجاميد . اگرچه شرايط اين عهدنامه بر ما درست معلوم نيست ولى گويا دولتين متعاهدين متعهد شدهاند كه ارمنستان و ايبرى را به حال خود واگذارند تا بطور استقلال حكمرانى كنند و چون دو كشور نامبرده مذهبا
--> ( 1 ) - Vagabante .